عبد الله قطب بن محيى

301

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

او فرض نباشد ، قال اللّه تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ « 1 » ؛ اين است سنت ماضيه كه سلف امّت بر آن رفته‌اند و مخلصان و موقنان در هر روزگار بر آن منوال سلوك كرده ، بحث و استكشافى كه بر ايشان واجب نبوده ، نكرده‌اند و امور را در تحت ستر الهى بازگذاشته‌اند . چون نوبت به جماعتى رسيده كه اشتغال به تزكيهء نفس و استبصار در دين را مرفوض داشته‌اند و مفروض نشناخته و به سبب فراغت نفس شغلى چند غير ضرورى پيش گرفته‌اند و التزام مالايلزمى چند نموده و به بليّت « هى النفس ان لم تشغلها شغلتك » مبتلا شده ، استقصايى چند كرده‌اند كه مفضى شده به زحمت خودشان و زحمت ديگران . گاه صرف انديشه در تصحيح محاريب كنند ، چون اجتهاد در محراب مسلمانان لازم نيست ، چه لازم است كه اين اجتهاد كنند تا مفضى شود به وقوع اختلاف ميان مسلمانان و حدوث وساوس و تفريق جمع و افتراق كلمه و گاه به پى منع جمعات افتند ، ظاهر حال اين است كه تعدّد به حسب حاجت است ، چه حاجت كه استقصا و تعمقى كنند ، براى آنكه كار بر مسلمانان دشخوار سازند « هلك المتنطعون » در امثال اين‌ها مادام كه مضطر نشوند به علم به فساد آن اغماض و اعراض اولى است ، براى آن كه حسن ظن به مسلمين ، اصلى است ثابت در دين و تكلّف تعرّف فساد اعمال مسلمين فرض نيست . آنچه بر سبيل ضرورت معلوم باشد به بطلان آن بايد كوشيد و آنچه به اين مثابه نباشد از پى آن نبايد رفت و به تزكيهء نفس خويش مشغول بايد شد ؛ نهى منكر فرض است اما تجسس منكر تا نهى كنند فرض نيست ، اگر بىتجسس و تفحص و بىتكلف و تعمق بر منكرى اطلاع افتد ، منع لازم است « و ما سوى ذلك فامره الى اللّه تعالى » و از

--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 101 « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مىكند مپرسيد » .